تبليغاتX
سلطان عشق حسین یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهورالحجة

سلطان عشق حسین

سلام

پنجشنبه -اولین  شب جمعه ماه رجب- شب آرزوهاست.

امیدوارم همه آرزوهاتون برآورده شه.

سال قبل که کلی از آرزوهای من برآورده شد.

بیاین امسال برای تعجیل در ظهور دعا کنیم

و برای همه شیعیان.

التماس دعا

 

*************************

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجّة

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:49  توسط محب الحسین  | 

 

 در کتاب در محضر لاهوتیان اثر محمد علی مجاهدی ص 151 آمده است:

 

آقای حمید حسنی طباطبائی برای اینجانب نقل کردند:

صبح یکی از روزهای محرم پس از تشرف به حرم مطهر کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیهاالسلام به قصد زیارت حضرت آقای مجتهدی حرکت کردم. در زدم، کسی در را باز کرد و گفت:

 حمید آقا! آقای مجتهدی منتظر شما هستند تا صبحانه را به اتفاق شما صرف کنند!

به خدمت ایشان شرفیاب شدم، سفره پهن بود.

فرمودند:

صبحانه را بایستی با شما صرف می کردیم! خوش آمدید، بفرمایید!

 

در کنار حضرت آقای مجتهدی کتاب گنجینة الاسرار عمّان سامانی که شما آن را تصحیح کرده بودید قرار داشت. ایشان ضمن صرف صبحانه، اشاره ای به آن کتاب کردند و گفتند:

 

آقاجان! عمّان سامانی در میان مرثیه سرایان حسینی مقام و منزلت ویژه ای دارد و بعد فرمودند:

اصلا دستگاه حضرت ابا عبدالله علیه السلام یک دستگاه عجیبی است! نام مبارک ایشان هم خیلی بزرگ است. در نام مقدس حسین علیه السلام اسرار عجیبی نهفته است.

 

و پس از چند لحظه تأمل، فرمودند:

هر کس که نام آقا امام حسین علیه السلام را بشنود از میزان انقلاب خاطری که پیدا می کند پایه ایمانش را می توان فهمید. کسانی که نام این بزرگوار را می شنوند و تغییر حالی در خود نمی بینند باید جدّا ً نگران ایمان خود باشند! نام آقا امام حسین علیه السلام محک ایمان است.

 

نتیجه:

حضرت ابا عبدالله حسین ( علیه السلام) و اصحاب فداکار آن حضرت ( علیهم السلام ) با ریختن خون خود، موجب احیای شریعت مقدس اسلام شدند و هر مسلمانی، دین و ایمان خود را مدیون این خون های پاک و مقدس است.

 

اگر دین در محبت خلاصه شود که : هلِ الدّین الّا الحُبّ  (آیا مگر دین به جز محبت است؟)  و اگر نُمود بارز محبّت در ارادت به حضرات معصومین (علیهم السلام) متجلّی می گردد، پس محبّت به ساحت مقدّس آقا امام حسین (علیه السلام) نمایانگر ایمان قلبی است

 و کسی که مُحب است از مصائب حبیب خود متألّم و متأثّر می گردد و هر قدر این تألّم و تأثّر بیشتر باشد نشانه محبّت بیشتر به محبوب است و محبوبی که خداوند با آن همه عظمت و جلال و کبریا، خود را خونبهای او معرّفی می کند، کسی جز سالار شهیدان نیست.

 

*************************

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجّة

 

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:12  توسط محب الحسین  | 

برای شنیدن مداحی ها به ادامه مطلب مراجعه کنید .

منتظر نظراتتون هستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 20:54  توسط محب الحسین  | 

روزگار می گذشت و مردم در هر مجلسی از شهادت امام حسین - علیه السلام - با توجه به روایاتی که از پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله - شنیده بودند، سخن می گفتند و آن را واقعه عظیمی می دانستند، و در انتظار آن روزگار به سر می بردند تا اینکه معاویة بن ابی سفیان – لعنة الله علیه – در ماه رجب سال 60 هجری هلاک شد و یزید بن معاویه – لعنة الله علیه – نامه ای به ولید بن عتبه که والی مدینه بود نوشت و او را امر کرد که از همه مردم به ویژه امام حسین (ع) برایش بیعت بگیرد و گفته بود: اگر حسین از بیعت سر باز زد، گردنش را بزن و سرش را برای من بفرست.

ولید، مروان گفت: حسین، قبول نخواهد کرد و اگر من جای تو باشم، گردنش را می زنم. ولید جواب داد: پس در این صورت، ای کاش هیچ وقت به دنیا نیامده بودم.

سپس امام حسین (ع) را احضار کرد و امام با سی نفر از اهل بیت (ع) و طرفدارانش به دارالاماره آمدند.

 

ولید خبر مرگ معاویه را به امام داد و قضیه بیعت با یزید را مطرح کرد.

امام حسین (ع) فرمودند: " بیعت به صورت پنهانی که نمی شود، فردا وقتی مردم را برای بیعت کردن جمع کردی به ما هم خبر دهید."

 

مروان گفت: ای امیر! عذر او را نپذیر و حال که بیعت نمی کند گردنش را بزن.

امام حسین (ع) خشمگین شد و فرمود: " وای برتو ای فرزند زن بدکاره، تو دستور می دهی که گردن مرا بزند، به خدا قسم تو دروغ می گویی و خود را مورد سرزنش قرار می دهی."

 

سپس رو به ولید کرد و فرمود: " ما اهل بیت پیامبر و معدن رسالتیم و ملائک در خانه ما در رفت و آمدند. خداوند به وسیله ما آغاز فرمود و با ما نیز ختم می کند، یزید مردی فاسق و شراب خوار و خونریز است که آشکارا اعمال فسق و فجور انجام می دهد. مثل من با او هیچگاه بیعت نخواهد کرد، ولی شما خوب تأمل کنید، ما نیز خوب می اندیشیم که ببینیم کدام یک از ما برای خلافت و بیعت کردن سزاوارتر است؟! "

 

سپس امام و همراهان از آنجا خارج شدند و مروان به ولید گفت: " خطا کردی! " ولید گفت: " چه می گویی؟! تو از من می خواهی که دین و دنیای خود را بفروشم، به خدا قسم! فکر نمی کنم کسی باشد که دستش به خون حسین آغشته شود و در روز قیامت بتواند از عذاب جهنم خود را خلاص کند، آنچنان فردی، نامه عملش سبک و خدا نیز با رحمت به او نظر ندارد و هیچگاه او را از گناه پاک نمی کند."

 

صبح دم که امام حسین (ع) از خانه خارج شد مروان را دید، مروان به آن حضرت گفت: " ای ابا عبدالله من خیرخواه توام، از من بشنو تا سعادتمند شوی"

امام حسین (ع) فرمودند: " حرف تو چیست؟ بگو تا بشنوم."

مروان گفت: " من از تو می خواهم که با یزید بیعت کنی که خیر دین و دنیای تو در آن است."

امام حسین (ع) پاسخ داد: " انّا لله و انّا الیه راجعون، باید فاتحه اسلام را خواند زمانی که امت بر حاکمی مثل یزید راضی باشند. از رسول الله (ص) شنیدم که می فرمود: خلافت بر آل ابی سفیان حرام است."

گفتگو بین امام حسین (ع)  و مروان طول کشید تا آنجا که مروان با ناراحتی از امام جدا شد.

 

منبع: لهوف- سید ابن طاووس – مترجم: محمد لک علی آبادی

یا رب الحسین! بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجة

ای پروردگار حسین! به حق حسین قلب حسین را با ظهور مهدی شفا بده

 

بر جمال دلربای مهدی صلوات

 

* اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

 

یا مهدی ادرکنی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 16:15  توسط محب الحسین  |