تبليغاتX
سلطان عشق حسین یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهورالحجة

سلطان عشق حسین

برای دیدن تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:31  توسط محب الحسین  | 

کـــهــیــعــص

 

در حدیثی از حضرت ولی عصر ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در مورد تاویل آیه کهیعص – سوره مریم آیه 1-  آمده است:

 

 … حضرت ذکریا در مناجات خود عرضه داشت: " پروردگارا! هرگاه نام حضرت محمد و علی و حسین و فاطمه و حسن علیهم السلام را می برم، غصه هایم برطرف می شود و آرامش می یابم، ولی هنگام بردن نام حسین علیه السلام اشک هایم جاری می شود و آه جانسوز از سینه ام برمی خیزد."

 

خدا جریان شهادت او را بیان نمود و فرمود: "کاف" نام کربلاست و "هاء" اشاره به هلاکت عترت پاک اوست و "یاء" اشاره به یزید است که از هر گونه ستم و ظلم به حضرت حسین دریغ نورزید و "عین" اشاره به عطش و تشنگی او و "صاد" اشاره به صبر و مقاومت او.

 

آنگاه حضرت زکریا منقلب شد و سه شبانه روز از مسجد بیرون نیامد و در عزای حسین علیه السلام گریه ها و ناله های جانسوز سر داد … و گفت:" پروردگارا! به من فرزندی عنایت فرما و او را نور چشمم قرار ده و مرا شیفته محبت او نما! آنگاه قلبم را در مصیبت او جریحه دار ساز! تا با حضرت محمد صلی الله علیه و آله پیغمبر اسلام شریک غم باشم."

خداوند به او، حضرت یحیی را عنایت فرمود. یحی نیز همانند امام حسین شش ماهه به دنیا آمد.

بحارالانوار، ج 44، ص 223 و ج 52، ص 84.

 

برگرفته از:  خصائص الحسینیه تالیف آیت الله شیخ جعفر شوشتری – ترجمه : علی کرمی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:2  توسط محب الحسین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:27  توسط محب الحسین  | 

 

آیت الله بهجت:    " گریه بر سیدالشهدا علیه السلام از نماز شب بالاتر است. "

 

یکی از غلامان امام سجاد علیه السلام می گوید:

" روزی امام زین العابدین علیه السلام به صحرا رفته بود، من نیز همراه آن حضرت خارج شدم، دیدم آن حضرت پیشانی بر سنگ خشنی گذاشته و من صدای ناله و گریه آن جناب را می شنیدم، هزار مرتبه شمردم، دیدم می فرماید:

" لا ﺇله ﺇلا الله حقا ً حقا ً، لا ﺇله ﺇلا الله تعبدا ً و رقا ً، لا ﺇله ﺇلا الله ایماناً و تصدیقاً و صدقا "

 

آن حضرت سر از سجده برداشت در حالی که محاسن شریف و صورت مبارک با اشک چشمانش خیس شده بود، عرض کردم: آقای من! آیا وقت آن نرسیده که حزن شما پایان پذیرد و گریه تان کم شود؟

 

حضرت به من فرمودند: چه می گویی؟! یعقوب علیه السلام پسر اسحاق علیه السلام پسر حضرت ابراهیم علیه السلام پیغمبرزاده بود و صاحب دوازده پسر بود، وقتی خداوند یکی از آنان را از او دور کرد یعقوب علیه السلام در اندوه آن، موی سرش سفید شد و از غم و اندوه کمرش خم شد و از شدت گریه نابینا شد و حال آن که فرزندش در این دنیا بود؛ ولی من پدرم و برادرم و هفده تن از خاندانم در حالی که کشته و بر روی زمین افتاده بودند را دیدم، پس چگونه ایام حزن من پایان پذیرد و گریه ام کم شود."

 

لهوف- سید بن طاووس- ترجمه محمد لک علی آبادی – ص 188

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:11  توسط محب الحسین  | 

 

نام: حسین

پدر: امام علی ابن ابی طالب

مادر: حضرت فاطمه زهرا

شهرت: سیدالشهداء

کنیه: ابا عبدالله

زمان و محل تولد: سوم شعبان سال سوم هجرت در مدینه

زمان و محل شهادت: روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری در کربلا در سن ۵۷ سالگی

دوران زندگی: در چهار بخش:

۱- عصر رسول خدا (ص) حدود ۷ سال

۲- دوران ملازمت با پدر حدود ۳۰ سال

۳- ملازمت با برادرش امام حسن (ع) حدود ۱۰ سال

۴- مدت امامت : ۱۰ سال

 

 * * * * * * * * * * * * * * * *

روایت است موقعی که امام حسین (ع) متولد شد خدای رئوف به جبرئیل امر کرد با هزار ملک به زمین نازل شود و از جانب خدا و خود به پیامبر (ص) تبریک گوید.

 

وقتی جبرئیل در حال نزول بود، از جزیره ای گذشت که در آن ملکی به نام" فطرس" یکی از حاملین سابق عرش که به خاطر کندی در امر خدا بین عذاب دنیا و آخرت مخیر شده و او عذاب دنیا را اختیار کرده بود، معذب زندگی می کرد.

 

وقتی فطرس جبرئیل را با آن همراهان دید مقصدش را پرسید. جبرئیل فرمود: خداوند به پیامبر (ص) فرزندی عطا کرده و مرا دستور داده که به حضرت تبریک بگویم. فطرس گفت: مرا با خود ببر شایذ آن حضرت مرا دعا کند تا خدا از من بگذرد

 

پس جبرئیل او را با خود به حضور پیامبر برد و او پس از تبریک قضیه فطرس را برای پیامبر بازگو نمود. پیامبر فرمود: به فطرس بگو خود را به این نوزاد بمالد و به مکان و جایگاه خود باز گردد.  چون فطرس دستور پیامبر را انجام داد حالش نیکو شد و خدا از او درگذشت.

 

وقتی فطرس خواست برگردد به رسول خدا (ص) گفت: زود باشد که امت تو این نوزاد را شهید کنند. به خاطر حقی که این کودک به من دارد، هر کسی که او را زیارت کند من زیارت او را به حسین می رسانم و کسی که بر آن حضرت سلام کند، من سلام او را می رسانم و هر کس بر حسین صلوات بفرستد من صلوات او را به آن حضرت می رسانم.

سپس فطرس بالا رفت و در حال صعود فخر می کرد که: چه کسی مثل من است در حالی که من آزاد شده ی حسین پسر علی و فاطمه دختر رسول خدا (ص) هستم.

(بر گرفته از کتاب امام حسین مظهر اقتدار و عزت، مولف: میثم رضایی نوری)

 

 * * * * * * * * * * * * * * * *

گویند روزی پیامبر از کنار خانه حضرت فاطمه می گذشتند، چون صدای گریه حسین را شنیدند وارد خانه شدند و به دخترشان فرمودند: مگر نمی دانی که گریه حسین در من چقدر مؤثر است. آنگاه طفل را بوسیدند و گفتند: خداوندا! من این کودک را دوست دارم تو هم دوست بدار. (فصول المهمه، ص 177)
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:46  توسط محب الحسین  | 

 عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: " ان لقتل الحسین حرارة فی القلوب المؤمنین لا تبرد ابدا ".

پیامبر گرامی در حالی که حضرت حسین علیه السلام را بر زانوی مهر نشانده بود و باران محبت بر او می باراند فرمود:

به راستی که برای شهادت حسین در قلبهای مردم با ایمان شور و حرارت وصف ناپذیر و جاودانه ای است که به سردی نخواهد گرایید.

کربلا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 1:39  توسط محب الحسین  |