تبليغاتX
سلطان عشق حسین یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهورالحجة

سلطان عشق حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب

السلام علیک یا آدم اب البشر

السلام علیک یا نوح نبی الله

 

سلام بر امام متقین و امیر مؤمنین، نزدیکترین فرد به پیامبر و فاطمه اطهر.

سلام بر علی، مراد دل سلمان و اباذر.

سلام بر بهترین اوصیا و یاور بهترین انبیا.

 

یا علی مرا به نجف راه دادی

مرا به خود خواندی

در حالیکه من...

در حالیکه من تو را بسیار کم یاد می کنم!

نهج البلاغه ات در دو قدمی ام است؛ امّا آنقدر کم لایش را باز می کنم که قابل گفتن نیست. چه برسد به خواندن و درک کردن و عمل کردن فرموده هایت!

 

باورم نمی شود که از نزدیک در حرمت، در ایوان طلایی نجفت و روبروی ضریحت بوده ام!

 

 

من که لیاقت نداشته ام! این از بزرگواری شماست!

شما را نشناخته ام و بسیار در نظرم بزرگ و غیر قابل دسترسی می آیید.

در برابر شما من قطره ای، نه ذره ای از قطره ی اقیانوس وجودتان هم نیستم. من کیستم؟

من آنم که نام شیعه را بر دوش می کشم!

اما چه شیعه ای! خدا کند حداقل محب شما باشم.

 

شیعه فاطمه بود. شیعه ائمه اند. شیعه سلمان و مقداد و اباذر بودند! مالک و میثم تمار و ابالقضل العباس!!

آنهایی که هر چه شما می گفتید با تمام وجود می پذیرفتند و عمل می کردند. آنهایی که در تمام عمر به خاطر اینکه شیعه شما بوده اند در رنج بودند از دست مزدم زمانه.

خوشا به سعادتشان. چه خوب مولایی برای خود برگزیدند!

 

اما من چه؟؟ هر روزم  را به شب می رسانم بدون اینکه قدری معرفتم بالاتر رفته باشد! و شب را به صبح می رسانم در خواب غفلت.

 

امروز خواهرم برایم گفت که علامه بحرالعلوم مدتی درس را تعطیل کرده بود. از او علتش را پرسیدند فرمود که برای کسانی که در شب تضرع و خشوع و گریه برای خدا نداشته باشند تدریس نخواهد کرد!

آن وقت من...

 

و امروز از تلویزیون شنیدم که از حاج احمد خمینی نقل می کردند که روزهایی که امام در بستر بیماری بودند امام از ایشان خواستند که قبل از نماز صبح -برای نماز شب-  ایشان را بیدار کنند. اما حاج احمد آقا دلشان نیامد چون امام بسیار خسته بودند و بیمار. هر چه کلنجار با خود رفتند نتوانستند امام را بیدار کنند.

 به خاطر بیماری امام همه جا ساکت بود. هنگام اذان امام ناگهان از خواب پریدند طوری که حاج احمد آقا ترسیدند که بخیه های شان پاره شود! امام پرسید چه وقت است؟ حاج احمد گفتند اذان صبح.

در آن هنگام امام -که در زمان وفات آقا مصطفی صبر کرده بود و گریه نکرده بود- اشک از چشمانش جاری شد و به حاج احمد آقا گفتند هفتاد سال نماز شبم ترک نشده بود. چرا بیدارم نکردی؟

 

ای خدا!

ای خدا کاش من هم تو را می شناختم.

کاش من هم لذت مناجات با تو را درک می کردم!

 

یا علی از شما ممنونم. دوستتان دارم. امیدوارم این به ظاهر آدم گناهکار با شفاعت شما روزی جزء محبان و شیعیان واقعی شما گردد!

التماس دعا!

 

 

بر جمال دلربای مهدی بلند صلوات!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 20:34  توسط محب الحسین  | 

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

به امید خدا جمعه به همراه مادرم عازم کربلا و نجفیم.

امیدوارم بتونیم به سامرا و کاظمین هم بریم. البته فکر کنم نمی شه.

سعی می کنم برا همه دعا کنم. و برای ظهور امام زمان.

شمام منو دعا کنید. خیلی محتاج دعام!

التماس دعا!

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 22:10  توسط محب الحسین  | 

السلام علی الحسین

و علی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

 

 

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

 

اللهم الرزقنا زیارة الحسین فی الدنیا و الاخرة

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین بظهورالحجة

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:47  توسط محب الحسین  | 

در کتاب تندیس عشق ( خاطراتی از آیت حق و عارف فرزانه کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی) از قول کربلایی احمد نقل شده:

 

مرحوم شیخ رجبعلی شاگردی داشت که خیلی امام حسینی بود و در بازار تهران تشکیلاتی به هم زده بود و خودش برای امام حسین علیه السلام مجلس می گرفت.

امّا این شخص اصلاً اعتنایی به حرام و حلال اموالش نداشت و حتّی پول هم نزول می داد.

 

زمانی که او فوت کرد، تشییع جنازۀ عجیبی برای او برگزار شد، به گونه ای که بیشتر بازاریها مغازه ها را برای او تعطیل کردند، ما هم در تشییع او شرکت داشتیم، در میان راه، شیخ به من گفت: داش احمد، در این فکر بودم که مردی که این چنین اهل گریه و روضه است حتماً باید مورد توجّه حضرت سیّدالشهداء علیه السلام قرار بگیرد،

 

 به محض آنکه این فکر از ذهنم گذشت، یک دفعه دیدم پرده های غیبی کنار رفت و حضرت سیدالشهداء علیه السلام جلوه ای عنایت کرده و فرموده: فلانی، تو چه خیال می کنی؟ مگر من رئیس دزدها هستم؟

و سپس فرمود: ما اهل بیت، اعمال را تنها از انسانهای متّقی قبول می کنیم.

 

تندیس عشق، مؤلف: حمید احمدی جلفایی، قم،  انتشارات منشور وحی، 1386

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین بظهورالحجة

یا علی

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:26  توسط محب الحسین  | 

بسم رب الحسین

 

در تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام حدیثی وارد شده است که آن را ابویعقوب یوسف بن یزیاد و علی بن سیار روایت کرده اند، این دو بزرگوار می گویند:

شبی در خدمت امام عسکری(ع) بودیم- در آن زمان حاکم آن سامان نسبت به امام (ع) تعظیم می کرد و اطرافیان او نیز احترام می نمودند- ناگهان حاکم شهر از آنجا عبورش افتاد و مردی دست بسته همراه او بود او امام(ع) را که در بالای خانه قرار داشت و از بیرون مشاهده می شد دید، همینکه چشمش به آن حضرت افتاد به خاطر احترام از مرکب پیاده شد.

 

امام عسکری(ع) فرمود: به جای خود برگرد، و او در حالی که تعظیم می کرد به جای خود یعنی روی مرکب برگشت و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا این شخص را امشب کنار یک دکان صرافی گرفته ام به گمان اینکه می خواسته راهی به دکان باز کند و از آن سرقت کند. همین که خواستم او را تازیانه بزنم- و این روش من است متهمی را که دستگیر می کنم پنجاه تازیانه می زنم تا تنبیه او باشد و بعد از آن جرم بزرگتری مرتکب نشود- او به من گفت: از خدا بترس و کاری که باعث خشم خداوند می شود انجام نده، من به راستی از شیعیان علی بن ابی طالب و شیعه این امام بزرگوار پدر کسی که به امر خدا قیام می کند می باشم.

 

 من از او دست برداشتم و گفتم: تو را نزد امام(ع) می برم، اگر آن حضرت گفته ات را تصدیق کرد که از شیعیان او هستی تو را رها می کنم، و اگر دروغ گفته بودی بعد از آنکه هزار تازیانه به تو زدم دست و پایت را قطع خواهم کرد، اکنون او را به حضور شما آورده ام، آیا او همان طور که ادعا کرده است از شیعیان شما می باشد؟

امام (ع) فرمود: پناه بر خدا می برم، این کجا از شیعیان علی بن ابی طالب می باشد؟ خدا او را در دست تو گرفتار کرده است بخاطر اینکه به خیال خود اعتقاد دارد که از شیعیان حضرت علی (ع) است.

 حاکم گفت: راحتم کردی، الآن پانصد ضربه به آن می زنم و هیچ اعتراضی هم بر من نیست. و چون او را به فاصله زیادی از آنجا دور کرد دستور داد او را به رو بر زمین افکندند، دو جلاد را یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ بر او گماشت و به آنها گفت: او را بزنید و بدرد آورید. این دو نفر شلاق های خود را بطرف او پایین آوردند، ولی به او برخورد نکرد و هر چه می زدند بر زمین می خورد، حاکم ناراحت شد و گفت: وای بر شما، زمین را می زنید؟ به پشت و کمر این شخص بزنید، دوباره شروع به زدن کردند و پشت و کمر او را نشانه گرفتند ولی این بار دستهای آنها خطا رفت و آندو به یکدیگر زدند و داد و فریاد آنها بلند شد. حاکم به آنها گفت: وای بر شما، مگرشما دیوانه شده اید؟ چرا خودتان را می زنید؟ این مردی که بر زمین افتاده بزنید گفتند: ما همین کار را می کنیم و جز او را هدف نمی گیریم و نمی زنیم ولی دست های ما بی اختیار منحرف می شود بطوری که ضربه ها بر خود ما وارد می شود.

 

 حاکم چهار نفر دیگر از مأموران خود را صدا زد و به این دو نفر اضافه کرد و گفت: او را احاطه کنید و تا می توانید بزنید، شش نفر دور او را گرفتند و شلاق ها را بالا بردند که او را بزنند ولی این بار شلاق به حاکم اصابت کرد. او از مرکب پیاده شد و فریاد کرد: مرا کشتید خدا شما را بکشد، این چه کاری است که می کنید؟ گفتند: ما غیر این شخص را نمی زنیم و نمی دانیم چرا چنین می شود؟ حاکم با خود گفت: شاید اینها توطئه کرده اند، لذا چند نفر دیگر را مأمور کرد که این شخص را بزنند، ولی آنها هم حاکم را زدند بار دیگر گفت: وای بر شما چرا مرا می زنید؟ گفتند: به خدا قسم ما جز این شخص را نمی زنیم. حاکم گفت: سر و صورت مرا مجروح کردید، اگر مرا نمی زنید از کجا این جراحتها پیدا شد؟ گفتند: دست ما بشکند اگر تو را قصد کرده باشیم. مرد گرفتار به حاکم گفت: ای بنده خدا، آیا به این لطفی که به من می شود و ضربات شلاق از من دفع می گردد هیچ توجه نمی کنی و عبرت نمی گیری؟ وای بر تو، مرا نزد امام(ع) برگردان و هر چه در مورد من فرمان داد اجرا کن.

 

حاکم او را نزد امام (ع) برگرداند و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا، کار این شخص عجیب است، از طرفی انکار کردید که از شیعیان شما باشد- و هر که شیعه شما نباشد ناگزیر شیعه ابلیس است و جایگاهش در آتش است- و از طرف دیگر معجزاتی از او مشاهده کردم که مخصوص پیامبران است. امام (ع) فرمود: بگو: یا جانشینان پیغمبران( یعنی اظهار معجزه منحصر به پیامبران نیست بلکه جانشینان واقعی آنها هم به آوردن معجزه توانائی دارند). حاکم هم کلام خود را با اضافه کردن جمله ای که امام (ع) فرمود تصحیح کرد.

 

 سپس امام عسکری(ع) به حاکم فرمود: ای بنده خدا این شخص در اینکه ادعا کرده از شیعیان ما است دروغ گفته است دروغی که اگر می فهمید و از روی عمد آن را می گفت به تمام آن عذاب تو گرفتار می شد و در زندان زیرزمینی سی سال باقی می ماند، ولی خداوند به او رحم کرد زیرا کلمه را بر آنچه قصد کرده اطلاق نموده است و از روی عمد دروغ نگفته است و تو ای بنده خدا بدان که خداوند او را از دست تو نجات داده است، او را رها کن، زیرا از دوستان و ارادتمندان ما است گر چه از شیعیان ما نیست.

حاکم گفت: نزد ما این تعبیرات همه مساوی است، چه فرقی بین اینها است؟ امام (ع) به او فرمود: الفرق أن شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا، و یطیعونا فی جمیع أوامرانا و نواهینا، فأولئک من شیعتنا. فأما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا. شیعیان ما کسانی هستند که از آثار ما پیروی می کنند، دستورات ما را به کار می بندند، و از آنچه نهی کرده ایم اجتناب می نمایند، و اما کسانی که در بسیاری از آنچه خداوند بر آنها واجب کرده با ما مخالفت می کنند از شیعیان ما نیستند.

 

 سپس امام (ع) به حاکم فرمود: و تو دروغی گفته ای که اگر از روی عمد مرتکب شده بودی خداوند تو را به هزار تازیانه و سی سال زندان زیر زمینی گرفتار می کرد. حاکم عرض کرد: آن دروغ چه بوده است ای فرزند رسول خدا؟ امام(ع) فرمود: معجزاتی را که دیدی به این شخص نسبت دادی در حالیکه معجزه کار او نیست بلکه کار ما است که خداوند در مورد او ظاهر کرد تا حجت ما را آشکار کند و عظمت و شرافت ما را روشن سازد، و اگر گفته بودی معجزاتی در مورد او مشاهده کردم- و عمل را به او نسبت نمی دادی- آن را انکار نمی کردم، آیا حضرت عیسی که مرده را زنده کرد معجزه نیست؟ آیا معجزه کار آن مرده بود یا عیسی؟ آیا گل را که به شکل پرنده ساخت و به اذن پروردگار پرنده گردید، این معجزه کار پرنده بود یا حضرت عیسی؟ آیا آنهائیکه مسخ شدند و با خواری بوزینه گردیدند معجزه نیست؟ آیا این معجزه کار بوزینه ها بود یا پیغمبر آن زمان؟

 

حاکم گفت: " أستغفرالله ربی و أتوب الیه" " از خدا طلب آمرزش می کنم و به سوی او بازگشت می نمایم." سپس امام عسکری (ع) به آن شخص که ادعا کرده بود شیعه علی بن ابی طالب (ع) است، فرمود: یا عبدالله لست من شیعة علی(ع)، إنما أنت من محبیه. ای بنده خدا تو شیعه علی بن ابی طالب (ع) نیستی بلکه از دوستان او می باشی.

 

همانا شیعیان آن حضرت کسانی هستند که خداوند تبارک و تعالی درباره آنان فرموده است:" والذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک أصحاب الجنة هم فیها خالدون."( بقره/82) " کسانی که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام می دهند اهل بهشت خواهند بود، و در آن جا برای همیشه خواهند ماند." هم الذین آمنوا بالله و وصفوه بصفاته، و نزهوه عن خلاف صفاته و صدقوا محمداً (ص) فی أقواله و صوبوه فی کل أفعاله، ورأوا علیاً بعده سیّداً إماماً و قرماً هماماً لا یعدله من اُمّة محمد(ص) أحد، ولا کلهم إذا جمعوا فی کفّه یوزنون بوزنه، بل یرجّح علیهم کما ترجح السماء و الأرض فی الذرّة.

 

شیعیان کسانی هستند که به خدا ایمان آورده اند و او را به صفاتی که خودش فرموده توصیف می کنند و از صفات دیگر که بر خلاف آن باشد پاک و منزه می دانند، و محمد(ص) را در همه گفتارش تصدیق می کنند، و همه کارهای او را عین صواب و راستی می دانند و عقیده دارند که علی (ع) بعد از او سرور و پیشوای همگان است و بزرگواری است که هیچکس از امت محمد(ص) همتای او نیست، بلکه اگر همه آنها را در کفه ای و علی(ع) را در کفه ای دیگر قرار دهند کفه علی(ع) بر آنها ترجیح پیدا می کند مانند ترجیح داشتن وزن آسمان و زمین بر یک ذره بی مقدار.

 

 و شیعیان علی (ع) کسانی هستند که در راه خدا هیچ باکی ندارند که مرگ سراغ آنها آید، یا آنها در دام مرگ قرار گیرند و شیعیان علی(ع) آنهایی هستند که برادرشان را بر خود ترجیح می دهند گرچه در حال نیاز و حاجت باشند. و آنها کسانی هستند که خداوند در جائی که نهی فرموده آنها را نمی بیند، و جائیکه امر فرموده خالی از آنها نیست. و شیعیان علی بن ابی طالب(ع) کسانی هستند که در احترام نمودن و بزرگداشت برادران مؤمن به مولای خود علی(ع) اقتدا می کنند.

 

 و آنچه گفتم گفتار خودم نیست بلکه گفتار رسول خدا(ص) است و این فرمایش پروردگار است که فرموده است:" وعملوا الصالحات" یعنی بعد از اعتراف به توحید و اعتقاد داشتن به نبوت و امامت همه فرائض و تکالیف الهی را بجا می آورند، و در رأس آنها دو فریضه است: یکی ادا کردن و پرداختن حقوق برادران دین، دوم رعایت تقیه و آشکار نکردن عقیده مذهبی خود در مقابل شیعیان خداوند برای آنکه جان و مال خود را حفظ کنند.

 

 منبع: تفسیر امام عسکری، ج7، ص316/ بحارالأنوار، ج68 ، ص160/ تفسیر برهان، ج4، ص23.

 

پايگاه استاد حسين انصاريان

منبع: سايت تبيان

 

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجّة

 

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

 

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 23:6  توسط محب الحسین  | 

سلام

عید بر همه مبارک
امیدوارم  سال خوبی داشته باشین

نوروزتان پیروز- هر روزتان نوروز

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجة

 

برای دیدن چند تصویر به مناسبت نوروز می تونید به ادامه مطالب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:7  توسط محب الحسین  | 

 

بسم رب الحسین

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

 

 آقای قدس می گوید: روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار ـ صلوات الله علیهم ـ فرمودند:
« در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام از آنجا عبور می کرد و مردی از اهل سنت که در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون می دانست وی به زیارت حضرت علی علیه السلام می رود او را مسخره می کرد.
حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می دانی این مخالف چه می کند.


آن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر چه بکند در دنیا نمی توانیم او را کیفر دهیم. شیعه می گوید عرض کردم: آری، لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می کند بر شما حق پیدا کرده است؟! حضرت فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه می کرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه کشت، خوب بود به آنها آب می داد بعد همه را می کشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی توانیم او را جزا بدهیم.


آن مرد شیعه می گوید: از خواب بیدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سنی با من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟! مرد شیعه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم. او خندید و گفت: بگو چیست؟ مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد. وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و ...، مرد سنی تا شنید سر به زیر افکند و کمی به فکر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجا نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیرالمؤمنین ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد.»

 

منبع : سایت آیت الله بهجت

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهورالحجّة

 

*اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم*

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 22:0  توسط محب الحسین  | 

بسم رب الحسین

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

 

امام حسین (ع) : " بدون علم و آگاهی درباره ی آیات قرآن گفت و گو نکنید؛ چرا که از پیامبر شنیدم که فرمودند: هرکس پیرامون قرآن مطلبی از روی ناآگاهی بگوید، جایگاهش آتش است."

 

امام حسین در پاسخ نامه مردم بصره که معنای کلمه "صمد" را پرسیدند فرمودند:

 

خداوند خودش "صمد" را تفسیر نموده است با جمله "الله صمد" و یا جمله "لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد"؛ خداوند یکتا و یگانه است و کسی را به دنیا نیاورده و از کسی زاده نشده است و شبیهی ندارد. هیچ چیز مادی (مثل فرزند) و حتی غیر مادی (مثل روح) از او جدا نشده است.

حالات بشری که حاکی از محدودیت است از خدا سر نمی زند. مثل: خوردن و خوابیدن، غم و شادی، گریه و خنده، ترس و امید، عشق و یأس، گرسنگی و تشنگی.

 

 خداوند برتر و بالاتر است از اینکه چیزی از او جدا شود و یا اینکه از او کسی یا چیزی متولّد شود و نیز خداوند از دل پدیده ای بیرون نیامده است، همچنانکه اشیای مادی و غیر مادی از اصل خود جدا می شوند. (مثل جدا شدن نباتات از زمین و آب از چشمه و میوه از درخت و حتی مثل نگاه از چشم و شنیدن از گوش و بوییدن از بینی و چشیدن از دهان و سخن گفتن از زبان که در آن موجودی یر مادی از سرچشمه ای مادی جدا می شود) و همچنین خداوند مثل شناخت و تشخیص که از قلب و جان آدمی نشأت می گیرد، نیست و خداوند مثل جرقه ای که از برخورد دو سنگ حاصل می شود، نیست.

 

بلکه خداوند بی نیازی است که از چیزی پدید نیامده و در چیزی نیست(مکان ندارد) و بر پایه ی ستونی متکی نیست. مبتکر و آفریننده اشیاست و اوست که با قدرتش اشیاء را آفریده است و با اراده اش هر آنچه را که مستحق فناست، می پراکند و آنچه را که شایسته بقاست، باقی می گذارد. آری اینست معنای "لم یلد و لم یولد" او آگاه از جهان طبیعت و ماوراء طبیعت است و خدای بزرگ برتر است و کسی همتا و نظیر او نیست. *

 

* موسوعة کلمات الامام حسین/ ص 568 ( به نقل از بحارالانوار / ج3 / ص 223)

 

 

برگرفته از: عبادت احرار، سید جواد بهشتی، ستاد اقامه نماز، 1381، ص 30 و 31

 

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 20:21  توسط محب الحسین  | 

پيامبر اكرم صلىالله عليه و آله فرمودند: از سنت من است كه مؤمن در روز عيد غدير اين را صد مرتبه بگويد: الحمدلله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية أميرالمؤمنين على بن أبىطالب براى تعجيل در ظهور مولامون صلواتى شايسته آن حضرت بفرستيد التماس دعا! يا على
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 2:9  توسط محب الحسین  | 

سلام بر مولای مهربان شیعیان حسین

 

 

فرازهایی از دعای زیبای عرفه – دعای امام حسین در عرفات:

 

خداوندا من مشتاقانه به تو گرایم و به مقام پروردگاریت گواهی دهم، اقرار کنم به اینکه تویی پروردگار من و به سوی توست بازگشت من.

 

وجودم به نعمت خویش آغاز کردی پیش از آنکه چیزی درخور یاد باشم.

 

از خاکم آفریدی و زان پس در تیره پشت (پدرانم) نشاندی، و هماره در طول روزگاران گذشته و سده های سپری شده از تیره پشتی به زهدانی کوچیدم و از سر مهر و لطف و احسانی که بر من داشتی به دوران حکومت پیشوایان کفر که عهد تو شکستند و با فرستادگانت ستیزیدند به جهانم نیاوردی،

 

 بلکه بر من مهر و رأفت آوردی و هنگامی به عرصه جهانم آوردی که زان پیش ( زمینه و اسباب) هدایتم فراهم ساختی و در آن، نشو و نمایم دادی. در حالی که پیش از این هم با رفتار نکو و نعمتهای شایانت به من مهر آوردی.

...

 

آنکه تو را گم کرد چه چیزی یافت؟! و آنکه تو را یافت چه چیزی گم کرد؟!

هر که عوض تو به دیگری پرداخت به ناکامی رسید و آنکه از تو گسست و به دیگری پیوست زیان برد.

 

چگونه به غیر تو در خواست شود در حالی که شیوه احسان و بخشش خود، دگرگون نساخته ای؟

 

 ای آنکه شیرینی همدمی و انس خود به دوستانش چشانده و آنها ستایشگرانه در خدمت او؛ و ای آنکه جامه شکوهش بر قامت دوستانش پوشانده و آنها در پیشگاهش آمرزش خواهانه ایستاده اند.

 

تویی بخشنده پیش از درخواست خواستاران؛ و تویی بسیار بخشنده که پس از هرچه بر ما بخشی همان را از ما قرض خواهی.

 

...

ای آنکه به مهرت (بر عرش فرمانروایی جهان هستی) استیلا یافتی به طوری که عرش در ذاتت، پنهان شد؛ پدیده ها را پدیده های دیگر محو کردی و اغیار را با محیط های فلک نور نابود ساختی

 

ای آنکه در سراپرده عرشش نهان شد از اینکه دیده ها او را یابند.

ای آنکه با زیبایی و روشنی کاملش تجلّی کرد، پس عظمتش از استواری تحقق یافت.

 

چگونه نهان باشی که تو عیانی؟ یا چگونه غایب باشی که تو ناظر حاضری؟

همانا تو بر همه چیز توانایی و ستایش از آن خداوند یکتاست.

 

 

 

 

کلی التماس دعا!!!

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهورالحجة 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:53  توسط محب الحسین  | 

قیام امام حسین علیه السلام منبع الهام بخش برای به ثمر رساندن حق و عدالت بود. آن چنان همّت ایشان بلند بود که برای اعتلای کلمه حق از همه چیز گذشت. چنانچه برای نجات اسلام از طوفانهای بنی امیه و طرفداران آنان، به جهانیان گفت:

 

 "آگاه باشید، فرومایه ای (ابن زیاد) مرا میان کشته شدن و ذلّت مخیّر ساخته، ولی ذلّت و خواری از ساحت ما دور است، نه خدا ذلّت را برای ما می پسندد، نه پیامبر صلی الله علیه و آله و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاکی که مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعتی که من دارم، من هرگز اطاعت مردم پست را بر کشته شدن با شرافت ترجیح نمی دهم."

 

عظمت روح و همّت مردانه و نظر بلند و فداکاری بی دریغ و جانبازی بزرگ حسین علیه السلام را نمی توان به قلم آورد و بیان کرد، مگر پشه ای می تواند خورشید را توصیف کند؟! ولی از آنجا که طبق روایتی از کتاب مستدرک الوسائل نقل شده که پیامبر فرموده: " حرارت محبت حسین علیه السلام در دلهای مرادن با ایمان چنان نفوذ کرده است که هرگز به سردی تبدیل نمی شود." مردم با ایمان در سراسر دنیا حسین علیه السلام را از یاد نمی برند، هرگز تاریخ حسین علیه السلام را فراموش نمی کند.

 

در عصری که باطل پرستان و غولهای مادّیت چون متوکّل ها و حجّاج ها و ... می خواستند نام حسین علیه السلام را از زبانها بیندازند سخت در اشتباه بودند و خواب خرگوشی می دیدند، این آیه شریفه قرآن را فراموش کرده اند که خداوند می فرماید:

 " یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون" ( می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده نور خویش است، اگرچه کافران را ناخوش آید.)

 

برگرفته از: روزشمار عترت "زندگانی امام حسین و یاران آن حضرت"، کانون تبلیغاتی نور گرافیک، انتشارات رایحه عترت، 1381

 

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهورالحجّة

 

*اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم*

 

التماس دعا!!!

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:21  توسط محب الحسین  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک عیلک منّی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و نهار و لا جعله الله اخر العهد منّی لزیارتکم

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

 

در کتاب شاه شهیدان نوشته علی محمد بشارتی جلد اول صفحه 291 آمده است:

 

" توجه عزیزان را به یک فراز از زیارت عاشورا که حضرت بقیة الله همه روز به خواندن  آن می پردازند، جلب می کنیم. چنانکه خود به هنگام تشرّف سید رشتی به حضورشان سه بار فرمودند:

عاشورا، عاشورا، عاشورا  یعنی در خواندن زیارت عاشورا تعلل نکنید و دائم بخوانید همان زیارتی که حضرت باقر فرموده اند: خداوند صد هزار هزار درجه به خواننده زیارت عاشورا می دهد.علاوه بر آن مثل کسانی می شوند که در رکاب امام حسین شهید شده اند.

 

اللهمّ اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدّنیا و الاخرة ...

پروردگارا مرا در دنیا و آخرت به خاطر امام حسین علیه السلام، آبرومند فرما.

 

در زیارت وارث حضرت بقیة الله الاعظم به شکل دیگری به ساحت امام حسین عرض ارادت می کنند. ایشان روبروی شهداء کربلا می ایستند و می گویند: السلام علیکم یا انصار ابیعبدالله بابی انتم و امّی ...

سلام بر سما ای یاران ابا عبدالله، پدر و مادرم فدای شما باد."

 

 

این هم شعری از آقای محمد علی مجاهدی (پروانه) :

 

روز عاشورا، به پای خم غنود

هر حریف باده پیمایی که بود

آستین افشان و پاکوبان و مست

شسته دست از غیر جانان هر چه هست

جمله از جام بلا صهبا زده

پرده های غیب را بالا زده

غیر ساقی، هیچ هشیاری نبود

جام، مالامال و میخواری نبود

آن خم لبریز، شد لبریز تر

و آتش عشق خدایی، تیزتر

و اندر آن خُُم، بادۀ ناب بلا

همچنان بر ما سوا می زد صلا

لیک منظورش به جز ساقی نبود

کز حریفان غیر او باقی نبود

ساقی، آن منظور صهبای بلا

زد دل خود را به دریای بلا

از خم، آن میخواره صهبانوش شد

رشگ اقیانوس، دریانوش شد!

کرد آن خم را، ز می ساقی تهی

وجه باقی، آن می باقی تهی

کان خم می، در خور مستی نبود

در خور میخواره هستی نبود!

گفت: کو جامی که تا آرم به دور؟

باده نوشی خوش بود تا خطّ جور

گر حریفی نیست، من آماده ام

گرچه خود مستی فزای باده ام!

ما همه فانی، ولی باقی یکی است

باده و میخواره و ساقی، یکی است

***

ای دل پر گفتـــگو! خامــــوش بــــاش

دم مزن اینجــا، سراپا گـــوش بــــاش

یـــاد آن خـــون خــــدایی می کـــنی

بـــاز مــــا را کـــربلایـــی می کـــنی!

باز می ترســـم جنـــونـــم گل کنــــد

باده در جــــوش آید و غـــلغــل کنـــد

عقــــل از خــــامی، مــرا زنجیر کـــن

چــــارۀ درد مــــرا، تـــدبیـــــر کــــــن

نیســــت امّـــا چــاره از تقدیر عشق

چیست یاران! جز جنون تدبیر عشق؟

بــــاز آهــــنگ جــــنون داریــم مـــــا

آتشـــــی در انـــدرون داریـــم مــــــا

در دل ما، شـور و حال و نینــواســت

وه چـه شــوری! کـربلا در کربلاسـت

تـــوشه ایـــن راه بـاشد تــرک ســـر

با من و دل همسفر شـو، همسفــر

***

قتـــــلگاه از نــــور، رشــــگ طــــور شـد

مصحــــــف فــــرش، آیه های نــور شــد

شــــــد حــــریم کبــریــــایی، قتلــــــگاه

آه از ایـــــن فـــــــرّ خــــدایــــــی، آه! آه!

جــــبرئیــــــل آورد پیغــــامــی ز دوســـت

تــــا به او گوید کـــه: حق مشتاق اوست

گفـــت بــــا خـــود کــاین حریم کبریاست

پس حسینی را که می جویم، کجاست؟

پاسخ آمد کاین گـــران جــانی ز چیست؟

دیــده وا کـــن تا ببینی دوســت کیست؟

نیســـت اینجــــا فـــــرق بیــــن مـــا و او

نــــک بیـــا پیغــــام مــــا بـــا مــــا بگــــو!

جــــبرئیل از این ســخن در شـــرم شــــد

پــــای تــــا ســــر شعلـــــه از آزرم شــــد

تــــا نــــسوزد، شــــهپر خـــود را گشـــود

پـــــر زنــــان مــــی گفــــت: ای رب ودود!

کرده ای مست از می آگاهـــی ام

روشــن ز اشــــراق ثـــارالّلهــی ام

جلوه ات، پروانه می سازد ز شـمع

می شود پروانه اینجا، شمع جـمع!

وارهـــــانیدی مــــرا از گـــمرهــــی

اللّهــــی و، جــــلوۀ ثاراللّهـــــــی؟!

***

جـــبرئیل از این نمــــط گــوید ســخن

بـــهر من دیــــگر چه مــاند؟ وای من!

هر چه خواهی باش، خاط خواه باش

بـــــندۀ درگــــاه ثـــــاراللّـــــه بــــاش

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهور الحجّة

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 21:36  توسط محب الحسین  | 

 

 

سلام

عید فطر بر همه مومنان مبارک!

امیدوارم همه از میهمانی خدا استفاده کرده باشیم و  دست پر و سرافراز و مقرب درگاه خدا شده باشیم.

ماه رمضان امسال هم گذشت!

خدا کنه که همه مون پاک پاک شده باشیم! که از امام صادق روایت شده که اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشه تا سال بعد آمرزیده نمی شه مگر اینکه حاضر عرفه بشه.

 

بیاین تو این روز عزیز با هم دعا کنیم و آمین بگیم:

 

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

خداوندا این عید فطر را آخرین عید فطر غیبت امام رمانمان قرار بده!

خدایا خودت می دونی که چقدر دلمون برای زیارت امام حسین تنگه! بحق این روز عزیز و به حق امام حسین همین امسال دوستداران حسین رو به کربلاش برسون!

خدایا شفاعت حسین رو نصیبمون کن و ما رو از یاران واقعی امام حسین و امام زمان قرار بده!

خدایا قلب امام حسین رو با ظهور فرزندش شفا بده!

خدایا حوائج همه دوستداران و شیعیان حسین رو برآورده به خیر بفرما!

 

خدایا ممنونتیم که ما رو تو مهمونیت راه دادی! خدای مهربون حتی یک لحظه، حتی یک لحظه ما رو رها نکن!

الهی و ربی من لی غیرک!

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

 

 

این مطلب را از امام باقر علیه السلام آورده اند که فرمود: " حسین علیه السلام به صورت بسیار مظلومانه و اندوهبار و با لب تشنه و مشتاق به لقای حق، به شهادت رسید و خداوند بر خود لازم ساخت که هیچ مشتاق به کوی او، و بلازده و گناهکار و غم زده و تشنه کام و مصدوم و رنجدیده ای، به کوی او نشتابد و خدای را در آنجا نخواند و به وسیله حسین علیه السلام به بارگاه او تقرّب نجوید، جز اینکه خداوند، گرفتاریش را رفع و خواسته هایش را روا و گناهانش را مورد بخشایش قرار دهد و در عمر و روزیش بیافزاید."

 

برگرفته از: خصائص الحسینیه، علامه آیت الله شیخ جعفر شوشتری، مترجم: علی کرمی

 

اللهم الرزقنا زیارة الحسین!

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدرالحسین، بظهور الحجّة

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 1:23  توسط محب الحسین  | 

ميلاد امام حسن مجتبى بر تمامى دوستدارانش مبارك!
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 5:45  توسط محب الحسین  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زمان اجرای این طرح ماه رمضان می باشد و حتی با فرستادن یک صلوات می توان در آن شرکت کرد.

برای شرکت در طرح ختم قرآن و صلوات به نیت تعجیل در فرج مولایمان حضرت مهدی به قسمت نظرات مراجعه کنید.

 

یا رب الحسین! بحق الحسین، اشف صدر الحسین بظهور الحجة

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 21:36  توسط محب الحسین  |